نامه سرگشاده دکتر علی طاهری به رئیس جمهور منتخب


جناب آقای دکتر روحانی
رئیس جمهور منتخب مردم شریف ایران

با سلام و احترام

حماسه‌ای دیگر با حضور گسترده اکثریت جامعه ایران در 29 اردیبهشت 1396 خلق گردید و یکبار دیگر ملت ایران نشان داد که به #شعور_سیاسی بالایی در سطح بین الملل در منطقه پرآشوب و جنگ زده غرب آسیا و شمال آفریقا، رسیده و یاد گرفته است که خواسته‌های کلان خود را با آرامش در پای صندوق‌های رأی مطالبه کند، و از این بابت جا دارد شکر و حمد خداوند رحمان را بجای آورد و این #بلوغ_اجتماعی را به آحاد مردم و جنابعالی که منتخب این مردم والا مقام هستید، تبریک عرض نمود.
جناب آقای روحانی، لازم است بخشی از واقعیت را که در شور و هیجان انتخابات کمتر به آن پرداخته می‌شود متذکر شد، لذا به دور از هر گونه اغراق و تملق همچون سَلف خود چند نکته‌ای را در این خصوص عرض می‌نمایم. شاید که قبول افتد و در نظر آید:
جنابعالی با حدود 23میلیون و 550 هزار رأی از تعداد مجموع 41میلیون و  221هزار رأی مأخوذه، کمی بیش از 57 درصد آرای مأخوذه را کسب نموده و منتخب مردم ایران می‌باشید. که در نوع خود از ارزش و احترام فرآوانی برخوردار است. ولی نیمه دیگر لیوان چه می‌گوید؟
تعداد کل واجدین شرایط ۵۶ میلیون و ۹۶۶ هزار نفر بوده و از این تعداد قریب 33 میلیون و 417 هزار نفر به شما رأی نداده‌اند، یعنی یا به شخصی غیر از جنابعالی رأی داده‌اند و یا اصلا پای صندوق رای حاضر نشده‌اند. با این حساب شما منتخب 41 درصد از جامعه ایران هستید. حال سوال این است که چرا با وجود این همه تبلیغ و حتی ترقیب مخالفان جبهه مقابل به رأی دادن باز هم سبد آراء به اندازه کافی پر نشد و نزدیک به شصت درصد مردم به جنابعالی رای ندادند؟
لازم به توجه است که بسیاری از حامیان جنابعالی از بغض و ترس زید به میدان آمدند و نه از حب عمرو،  لذا شایسته است که به علل کم بودن درصد آراء پرداخته شود، به این امید که در برنامه‌های 4 سال آتی و همچنین انتصاب وزرای محترم در صدد جبران این مافات برایید، ان شاء الله.
به نظر می‌آید که در بین تمامی دلایلی ممکن، دلایل زیر بیشتر باعث این مهم شده باشند:
1-  #فساد سیستماتیک و حقوق نجومی مدیران و عدم برخورد قهری رئیس جمهور با این موضوع
به صورت تاریخی و دینی مردم ایران انتظار دارند که رئیس دولت حداقل در پاره‌ای از موارد برخورد قهری و سلبی در برابر ظلم و بی‌عدالتی و رانت خواری مدیران و مسئولان نشان دهد.  در 4 سال گذشته چنین برخوردی از سوی ریاست دولت با مسئولین متخلف کمتر صورت گرفته است. چنانکه در پندار آحاد مردم، عدم برخورد ریاست جمهوری با مسأله حقوق‌های نجومی و فساد سیستماتیک نقش بسته است.
2-  #بیکاری قشر تحصیل کرده
عامل بیکاری قشر تحصیل کرده سیاستهای غلط وزارت علوم در جذب دانشجو بیش از نیاز جامعه می‌باشد و دولت شما وارث این مشکل بوده است و لذا متأسفانه بخش عظیمی از این قشر نتوانستند شغلی مناسب و در شأن تحصیلات خود پیدا کنند. بنده حقیر به کثرت سراغ دارم مهندسان جوانی را که کار را آر ندانسته و به شغلهای شریف کارگری یا فروشندگی روی آورده‌اند، لیکن ندای درونشان به آنها نهیب می‌زند که شغلشان در شأن مدرکشان نیست. و بسیاری دیگر از ایشان در خانه هستند و متأسفانه بیکار. جوانانی که حداقل 4 سال با شور و نشاط و به امید یک آینده روشن و بهتر در محیط دانشگاه عمر گذراندند و مدرک گرفتند حال بعد از فارغ التحصیلی متوجه سراب شده‌اند.
3-  عدم ارضای #غرور_ملی در عرصه‌های علم و تکنولوژی
متوقف شدن طرح‌های جسورانه در دولت جنابعالی منجر به سرخوردگی بسیاری از دانشمندان و همچنین مردمی گشت که عزت و غرور ایران اسلامی عزیز را در رشد لبه‌های دانش و تکنولوژی می‌بینند. در 4سال گذشته طرح‌های مهمی متوقف شد که برخی از آنها به دلایل سیاسی بوده و برخی دیگر به دلیل ضعف مدیر منسوب شده و برخی به دلیل عدم حمایت نهاد ریاست جمهوری. از آن جمله می‌توان به توقف پرتاب ماهواره به فضا، توقف بخشی از برنامه انرژی هسته‌ای، کاهش تولیدات مدرن دفاعی، کاهش سرعت رشد علمی، عدم شروع یا افتتاح مگا پروژه‌های چشم نواز اشاره داشت.
4-  عدم اقدام ویژه در خصوص #محصورین
اگرچه بیشتر طرفداران جنابعالی را در دوگانه انتخابات 96 جناح منتسب به اصلاح طلبان و مردم علاقه‌مند به رهبران این جناح تشکیل دادند، ولی در این بین کسانی بودند که چشم سبز انتظارشان به باز شدن قفل حصر خاکستری ماند و رأی شان بنفش نشد.
درپایان ضمن آرزوی موفقیت برای جنابعالی و دولتمردان فعلی و آتی امید دارم که در پرتوی توجهات حضرت ولی عصر (عج) و با تلاش و کوشش بیشتر و درایت مستمر، مشکلات و معضلات مورد اشاره، که حل و فصل آنها نیز چندان دور از دسترس نیست، مرتفع گردند.

و من الله توفیق
علی طاهری
......


خاطرات رجبعلی طاهری نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ششم: حرف‌هایم را سانسور کردند، آرا کم شد

تاریخ ایرانی: رجبعلی طاهری با انتخابات ریاست‌جمهوری آمد و رفت. کاندیدای ششمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری پس از این انتخابات کمتر در فضای سیاسی کشور حضور پیدا کرد. او البته در دوره نهم انتخابات ریاست‌جمهوری نیز به همراه سید رضا زواره‌ای کاندیدا و توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد. او در این سال‌ها فعالیت سیاسی خود را در قالب نشریه‌ای به نام «انتظار» پی گرفت؛ نشریه‌ای که به انتشار دیدگاه‌هایش می‌پرداخت. «مبارزه با رباخواری» را در ششمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در تمام سخنان خود مطرح می‌کرد و آن را شاه‌بیت تمام مشکلات کشور می‌دانست. رجبعلی طاهری خود را تنها رقیب اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ششمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری می‌دانست و معتقد بود که اگر حدود ده دقیقه از فیلمش حذف نمی‌شد آرای بیشتری کسب می‌کرد.

«تاریخ ایرانی» بخش‌هایی از گفت‌و‌گوی طاهری با ویژه‌نامه انتخاباتی روزنامه «اعتماد ملی» در خرداد ۱۳۸۸ را بازنشر کرده که در ادامه می‌خوانید:

 برادر هاشمی رفسنجانی صحبت‌های من را سانسور کرد 

دوره اول آقای هاشمی رفسنجانی با ایشان صحبت‌هایی کرده و امید داشتیم که در مسائل اقتصادی مربوط به تورم، ایشان همکاری کنند؛ اما عملا ایشان کاری نکردند. بنده در دور ششم وظیفه خود می‌دانستم که حتما بیایم و اسم بنویسم و اصل برنامه‌ام را هم ارائه کنم. اگر شما بروید و برنامه‌ام را ببینید حتما در آن هست.

من درباره اقتصاد و تورم و این‌جور چیزها صحبت کردم. آن موقع که آقای هاشمی دوره ۴ ساله خود را سپری کردند من هم وظیفه خود می‌دانستم که اسم بنویسم و برنامه حذف ربا و احیای قرض‌الحسنه را پیشنهاد دهم. من صحبت‌هایم را کردم؛ اما متاسفانه آن موقع برادر ایشان رئیس تلویزیون بودند و ۱۰ دقیقه از صحبت‌های من را بدون خبر و اطلاع‌ سانسور کردند و تبدیل به ۲۰ دقیقه شد. در نتیجه خیلی از آرای من از بین رفت. [در آن ده دقیقه] من ایراد گرفته بودم که این برنامه‌ای که آقای هاشمی رفسنجانی با عنوان توسعه موازی و توسعه متمرکز دارند، به ضرر مملکت است و نتیجه مسائل اقتصادی بود که امام مجبور شد که قطعنامه را قبول کند و اگر برنامه ما توسعه موازی بود این مشکلات ایجاد نمی‌شد. این مباحث را در نشریه خود به نام «انتظار» از سال ۷۲ که کاندیدای ریاست‌جمهوری بودم منتشر می‌کنم.

 بزرگترین مشکل این کشور رباخواری است

در دوره خاتمی صحبت‌هایی که با ایشان داشتم امید داشتم ایشان کاری انجام دهند. به همین دلیل در دوره خاتمی اسم ننوشتم چراکه ایشان برنامه‌ای به نام ساماندهی امور اقتصادی داشتند که متاسفانه عملا کاری نشد. در عین حال امید داشتیم که ایشان بتوانند کاری بکنند. دوره ایشان گذشت و در دوره قبل انتخابات ریاست‌جمهوری که آقای احمدی‌نژاد انتخاب شد با این نیت اصلی ثبت‌نام کردم که بزرگترین مشکل این کشور، رباخواری است و نتیجه این است که تولید و اشتغال کم می‌شود. متاسفانه در دوره قبل اسم من را حذف کردند، هم بنده بودم هم آقای زواره‌ای که هیچ کداممان را قبول نکردند و متاسفانه آقای زواره‌ای که فوت کردند شاید به همین دلیل استرس بود که مرحوم شدند. ایشان عضو شورای نگهبان بودند و به همین خاطر از شورای نگهبان استعفا داد تا اقلا بتوانند کاری بکنند. ایشان هم از دوره اول که ما نماینده مجلس بودیم یک دوره به مجلس آمدند. در حزب جمهوری باز ما با هم بودیم، تقریبا ایشان نظراتشان با ما نزدیک بود ولی متاسفانه هم ایشان را کنار گذاشتند و هم بنده را. در هر صورت خلاصه حرف من این است که مملکت ما اقتصادش پایه‌اش بر رباخواری است و من مرتب در مجله‌ام از شماره یک تا آخرین شماره که ۳۸ است در طول این ۱۶ سال اعلام کردم. مسئولان بلندپایه کشور هم حرف‌های من را تایید کردند.

 

در خارج از کشور نفر اول شدم

من بدون اینکه با کسی مشورت کنم، بین خود و خدای خودم جمع‌بندی کرده و دیدم که می‌توانم به راحتی این کار را انجام دهم. من ۱۴ تا ماده برای مهار تورم دارم که با تصویب این ۱۴ تا که در شماره ۲۵ «انتظار» هم کاملا نوشته شده خدا کمک می‌کند مشکلات حل می‌شود. همه مشکلات دیگر هم ناشی از این رباخواری و کارهای بانکی است. به هر حال با جمع‌بندی که داشتم ثبت‌نام کردم. چون در آن شرایط کسی جرات رقابت با هاشمی را نداشت. عملا هم همین‌طور شد وقتی دیدند که اسم من بود بقیه همه صلاحیت نداشتند و من بودم و آقای هاشمی و بعد هم دیدند که اگر بخواهند دو نفر را فقط اعلام کنند خوب نیست و بنابراین خود آقای هاشمی مشورتی داشتند و بعد هم برخی مسئولان به احمد توکلی سفارش دادند که بیایند و اسم بنویسند و خود آقای هاشمی هم به جاسبی گفت و این دو نفر هم بعد از من اسم نوشته و اضافه شدند. من باز هم در آن ایام مطلب دیگری نوشتم که خیلی جالب بود و اگر صحبت‌های من سانسور نمی‌شد رای من خیلی بالا بود. من آن موقع مسئله مذاکره با آمریکا را که همه از آن ترس داشتند اعلام کردم. من یک جلسه که آقای هاشمی و توکلی نیامدند بودم و به آقای جاسبی صریحا اعلام کردم که هیچ‌گونه ابایی برای مذاکره با آمریکا ندارم، مذاکره یک حربه است و ما نباید خودمان را خلع سلاح کنیم، برای گرفتن حقوق ملت ایران همان‌طور که دکتر مصدق به دادگاه لاهه رفتند برای دفاع از حقوق ملت ایران، از این مذاکره استفاده می‌کنم. در نهایت این مذاکره عاقبتش تبدیل می‌شود به مقاتله یا مصالحه. به هر حال این مذاکره باب شد و برای بسیاری جالب بود و حتی من در خارج از کشور نفر اول شدم.

 تراکم‌فروشی مثل شراب‌فروشی است 

وقتی که سخنرانی تلویزیونی شد با ایشان [احمد توکلی]... گفتند که بعضی از مطالب مثلا راجع به آقای کرباسچی تند است و باید حذف شود که ایشان هم گفتند نه باید تمام صحبت‌هایشان پخش شود؛ لذا فورا با مسئولان کشور تماس گرفتند و دفتر ایشان هم ترجیح دادند که سخنرانی هر چه هست پخش شود. بعد هم که سخنرانی انجام شد دیدند که موضع خیلی تندی علیه دولت دارد که یک دفعه در کل کشور جا باز کرد. سخنرانی من از سخنان آقای توکلی تندتر بود. سخنان آقای توکلی در مورد شهرداری بود و خلاف‌های شهرداری، من خلاف‌های شهرداری همیشه در صحبت‌هایم هست. یکی از بندهای تورم که بند ۱۴ است یک ماده‌اش این است که باید تراکم‌فروشی از بین برود. تراکم‌فروشی مثل قانون‌فروشی و شراب‌فروشی است. در نتیجه من به قطعنامه و برنامه‌های هاشمی رفسنجانی ایراداتی گرفته بودم، در نتیجه آن‌ها بدون خبر، این قسمت ده دقیقه را حذف کردند. دیدند که اگر این حذف نشود تمام کشاورزان و روستاهای کشور به من رای می‌دهند و موضع خوبی اعلام می‌شود؛ لذا اصلا به من خبر ندادند که این کار را کردند.

 

بعضی فکر می‌کردند ثبت‌نام من هم صوری است

آرای ما حدود ۵۰۰ هزار تا بود؛ ولی به خاطر حذف بخش‌هایی از سخنرانی رای من کم شد. بعضی هم فکر کرده بودند که مثل قبل که رقیبان آقای هاشمی صوری بود فکر می‌کردند که ثبت‌نام من هم صوری است البته بعدها که صحبت‌هایم را دیدند و اگر تمامش پخش می‌شد می‌فهمیدند که کاملا مقابل هم بودیم. البته آن موقع حمایت اعلامی برای کسی نبود. به صورت تکی بعضی از وزرای هاشمی رفسنجانی به من رای دادند. آقای کازرونی وزیر مسکن و شهرسازی و آقای شمخانی که آن زمان در سپاه بودند هم از من حمایت کردند.

 

حضرت ابراهیم(ع) و چهارشنبه سوری

ریشه و تفکر حاکم بر مقاله‌ای که در ادامه می‌خوانید مربوط به نظریه مرحوم مهندس رجبعلی طاهری[1] است. وی برای اولین بار در اسفند ماه 1379 در شماره 23 و 24 نشریه انتظار[2] مقاله‌ای نوشت با عنوان "چهارشنبه سوری یوم الله تاریخ". در آن مقاله استدلال و شواهدی بیان می‌شود که دلالت می‌کند چهارشنبه سوری مربوط به معجزه سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم (ع) است و از این رو عیدی است الهی که آن را باید یوم الله نامید.

در این نوشتار ضمن توجه به مسأله تهاجم و دفاع فرهنگی، اهم شواهد ارائه شده‌ی قبلی بیان گردیده و به استناد چند آیه از قرآن کریم و برخی نکات دیگر سعی در تایید این نظریه خواهد شد.

ادامه مطلب: حضرت ابراهیم(ع) و چهارشنبه سوری

خاطره دبیر جبهه پیروان خط امام و رهبری فارس در روز 22 بهمن 57

ابراهیم شعرا امروز (95/11/19) در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در شیراز اظهار داشت: طی مبارزاتی که مردم شیراز با رژیم ستمشاهی طاغوت داشتند من نیز از دوران دبیرستان در این فعالیت مشارکت داشتم و در ابتدا عضو انجمن اسلامی جهاد دبیرستان شدم و فعالیتهای خود در ایجاد آگاهی و تبیین نهضت حضرت امام آغاز کرده  و جلسات مختلفی را به این منظور برگزار می‌کردیم.

وی افزود: پس از آن مبارزات را به خارج از دبیرستان و مساجد شهر کشاندیم و در مسجد شمشیرگرها که آیت‌الله حائری در آنجا سخنرانی می‌کردند، یا مسجد حاج میرزا کریم که آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب امامت آن را بر عهده داشتند و مسجد آتشیها و مسجد مرتضوی، امام صادق(ع) و مسجد قائم فعالیت‌هایی داشتیم و با برگزاری جلسات در سوق دادن مردم به پیروی از حضرت امام و انتقال اهداف امام در قالب اعلامیه‌هایی که صادر می‌کردند و معرفی اهداف انقلاب و دعوت مردم به مرجعیت ایشان اقدام می‌کردیم.

شعرا ادامه داد: در این مراحل بنده چهار بار توسط ساواک دستگیر شدم که از سال 48 تا 52 این دستگیری‌ها ادامه داشت و یکی از دستگیری‌ها در زمان فوت آیت‌الله حکیم بود که انقلابی‌های شیراز دنبال آن بودند که مردم را برای مرجعیت حضرت امام توجیه کنند و توزیع گسترده اعلامیه ایشان مدنظر قرار گرفت و از این رو در مسجد وکیل مجلسی توسط استاندار و شهربانی برگزار شده بود که در آنجا پس از توزیع اعلامیه حضرت امام دستگیر شدم.

وی در مورد شیوه تکثیر و توزیع اعلامیه‌های حضرت امام بیان کرد: این اعلامیه‌ها توسط پلی کپی در مدرسه رستاخیز آن زمان در خیابان زند نزدیک خیرات تکثیر می‌شد و بعضی از اعلامیه‌ها در خانه‌ها ریخته می‌شد و برخی را از پشت‌بام به مسجد می‌ریختیم یا در میز نماز افراد می‌گذاشتیم.

شعرا بیان کرد: یک مرتبه دستگیری من در زمان برگزاری جشن 2500 ساله بود که حضرت امام برنامه را خلاف شرع دانستند و خواستار برخورد با آن شدند که اعلامیه ایشان توزیع شد و رژیم به جهت آن که سران کشورها را دعوت کرده بود و برایش اهمیت داشت به منزل آقای رمضانی که در آن تجمع کرده بودیم حمله کرد و بنده دستگیر شدم و مدتی تا برگزاری جشن همه دستگیرشدگان را نگاه داشتند و آنان که اعلامیه امام، رساله یا کتاب کشف‌الاسرار ایشان را داشتند محکوم به زندان شدند.

این فعال سیاسی متذکر شد: بار دیگر در دبیرستان حاج قوام، ماموران ساواک به مدرسه حمله کردند و من را در مدرسه دستگیر کردند و به جهت این که مقاومت می‌کردم کل مدرسه اطراف من جمع شدند من را از آنجا به کمیته ضد خرابکاری بردند و در آنجا تعداد دیگری از مبارزان که در منزل آیت‌الله شیخ محی‌الدین حائری دستگیر شده بودند را دیدیم و 114 روز در زندان رژیم بودم.

شعرا یادآور شد: ما در جهت آگاه‌سازی مردم کار می‌کردیم و سعی داشتیم مردم را با حضرت امام آشنا کنیم تا مرجعیت ایشان را بپذیرند و دستورات ایشان مبنی بر امر به معروف و نهی از منکر، حضور در راهپیمایی‌ها و مجالس و محافل به صورت فراگیر اجرایی شود.

وی در مورد شیوه‌های ساواک در برخورد با انقلابیون توضیحاتی ارائه کرد و ابراز داشت: در جریان دستگیری ابتدا فرد را تطمیع می‌کردند و بعد اقدام به شکنجه می‌کردند افراد را به تخت آهنی می‌خواباندند و دست را به تخت می‌بستند و با شلاق و کابل برق یا باتوم برقی فرد را مضروب می‌کردند یا پا را به سقف آویزان می‌کردند و چند نفر همزمان فرد را کتک می‌زدند یا دست را قپونی می‌کردند و سطل شن به دست فرد می‌بستند اما در برابر اراده انقلابیون هیچ کدام از این اقدامات موثر واقع نمی‌شد.

وی تصریح کرد: در دو دوره از دستگیری‌هایم آیت‌الله شیخ صدرالدین حائری، محی‌الدین حائری، سید علی اصغر دستغیب و بزرگانی مانند مهندس رجبعلی طاهری، حاج طغی، آقایان حکمت آرا و دوکوهکی و بسیاری دیگر از مبارزان نیز دستگیر شده بودند و ما با آنان ملاقاتهایی داشتیم.

شعرا عنوان کرد: در طول مبارزات برای شکستن حکومت نظامی مردم در مسجد حبیب میدان مصدق آن زمان جمع شده بودند و جمعیت زیادی نیز بیرون مسجد بود که فردی منبر رفت و از جنایات رژیم صحبت کرد و رژیم از زمین با زره پوش و از هوا با بالگرد که حمله کرد و چهار نفر در آن حادثه شهید و تعداد زیادی زخمی شدند و تعدادی از مردم هم به خانه‌های مردم پناه بردند تا از دستگیری مصون بمانند.

وی اضافه کرد: در روز 22 بهمن بعد از این که صبح اول وقت در شاهچراغ حضور پیدا کردیم مهندس رجبعلی طاهری سخنرانی کردند و خواستند برای کمک به تهران و این که گفته شده بود قرار است ماموران از شیراز به تهران اعزام شوند به کلانتری‌ها حمله شود و کلانتری‌ها خلع سلاح شوند و بعد از سخنرانی، مردم در قالب راهپیمایی ابتدا به کلانتری گودعربان رفتند و حمله کردند و بعد از اندکی ماموران آنجا تسلیم شدند و مردم اسلحه خانه را گرفتند و با اسلحه راهپیمایی را ادامه دادند و به سمت شهربانی در پشت ارگ کریمخانی آمدند.

شعرا تصریح کرد: در آن روز ماموران در داخل ارگ از بالا به مردم شلیک می‌کردند و مردم هم به سمت آنان کوکتل مولوتوف پرتاب می‌کردند و تعدادی از انقلابیون هم مسلح بودند و در ارتفاعات اطراف مقابله مثل می‌کردند و پس از پنج ساعت نبرد بین مردم و ماموران و آتش گرفتن شهربانی، ماموران تسلیم شدند و شهربانی مرکزی به دست انقلابیون افتاد که در آن حادثه 52 نفر شهید شدند و 421 نفر مجروح شدند که مجروحان به بیمارستان‌ها منتقل شدند و بعد از ظهر دیگر نیروهای نظامی از مرکز زرهی و پیاده بر روی خودروهای زرهی و تانک عکس امام را نصب کردند و شهر به دست مردم افتاد.

زیر مجموعه ها

آخرین مطالب

همکاری با ما