معارف اسلامی ماه شعبان

امّا گذشته از شرافت ذاتیِ بعضی از ایّام، اهمیّت حاصل از بعضی از وقایع خاص نیز به شرافت آن ایّام می افزاید. ماه شعبان نیز در شمار شریف ترین ایّام سال قرار دارد که نه تنها خود شریف است، بلکه بستر ولادت ولیّ مطلق الهی، حضرت بقیةالله(ع) نیز هست. از این روست که در سخنان پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نیز به وفور به اهمیّت این ماه اشاره شده است.
بنابر آنچه در شماری از متون روایی وارد شده، پیامبر اکرم(ص) در یکی از سال ها، به هنگام آغاز این ماه خطبه ای خواندند و مردم را نسبت به شرافت این ماه آگاه فرمودند. قسمت هایی از این خطبه چنین است:
... شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ می شمارند و حقّ آن را می شناسند. آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می گردد و در آن بهشت آذین بسته می شود. و این ماه را شعبان نامیده اند زیرا در آن ارزاق مؤمنان تقسیم می شود و آن ماهی است که عمل در آن چند برابر می شود و کار نیکو هفتاد برابر ثمره می دهد.1
بنابر آنچه در این خطبه وارد شده است:
1. شعبان ماه پیامبر اکرم(ص) است؛
2. فرشتگان احترام این ماه را کاملاٌ رعایت می کنند؛
3. ارزاق مردمان، به ویژه روزیِ معنویِ آنان در این ماه تقسیم می شود؛
4. در این ماه، فرشتگان بهشت را زینت می دهند، تا مؤمنان به آن وارد شوند؛

شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به خاتَمَ النَّبیّین و سَيِّد المرسلین محمّد بن عبد اللاه. و پيامبر اين ماه را روزه ميداشت و وصل ميكرد به ماه رمضان و ميفرمود شعبان ماه من است هركه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيامبر خود و براى تقرّب بسوى پروردگار خود که هركه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيامبر خدا و تقرّب بسوى خدا، دوست دارد خدا او را، و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت، و بهشت را براى او واجب گرداند.

امام صادق علیه الصّلات و السّلام فرمود وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان، بدرستيكه رسول اعظم هرگاه ميديد هلال شعبان را امر ميفرمود اى اهل مدينه آگاه باشيد بدرستيكه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من، يعنى روزه بدارد آنرا پس اميرالمؤمنين علیه الصّلات و السّلام ميفرمود فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم رسول اعظم ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدّتى كه حيات دارم انشاء اللاه تعالى پس ميفرمود روزه دو ماه كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرتست از خدا و امام صادق فرمود در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتّى آنكه مردى مرتكب خون حرام ميشود پس روزه ميگيرد شعبان را نفع ميبخشد او را و آمرزيده ميشود.

روز اوّل شعبان
اوّل، روزه‌اش فضيلتِ بسيار دارد. امام صادق علیه الصّلات و السّلام فرمود هرکه روزه بگيرد روز اوّل شعبان را، واجب شود براى او بهشت. رسول اعظم صلّی اللاه علیه و آله و سلّم فرمود 3 روز اوّل اين ماه را روزه دار و در شبهاى آنها 2 رکعت نماز كن در هر ركعت يك بار حمد و 11 بار سوره توحيد بار تلاوت کن، دوّم، در فضيلت شعبان و روز اوّل آن كه فوائد بسيار در آن مندرج است. اميرالمؤمنين صلوات اللاه و سلامه علیه در روز اوّل شعبانى گذشت به جماعتى كه در مسجدى نشسته بودند و در امر قَدَرْ و امثال آن گفتگو ميكردند و بلند شده بود صداهاى آنان و سخت شده بود لجاجت و جدالشان پس حضرت ايستاد و بر آنان سلام كرد آنان جواب سلام دادند و براى ایشان برخاستند و خواهش كردند كه نزد آنان بنشيند آن حضرت به آنان اعتنائي نكرد و فرمود اى گروهى كه سخن ميگوئيد در چيزى كه نفع نمیرساند آيا ندانستيد كه خداى تعالى را بندگانيست كه ساكت كرده آنان را خوف، بدون آنكه عاجز باشند از گفتن يا لال باشند بلكه آنان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداي را، شكسته ميشود زبانهايشان و كنده ميشود دلهايشان و ميرود عقلهايشان و مبهوت ميشوند به جهت اِعزاز و اِجلال و اعظام خدا پس هرگاه به خود آمدند از اين حالت رو ميآورند بسوى خدا به كردارهاى پاكيزه، ميشمرند نَفْسهاى خود را با ستمكاران و خطاكاران و حال آنكه آنان منزّهند از تقصير و تفريط مگر آنكه آنان راضى نميشوند براى خدا به كردار اندك و بسيار نمیشمرند براى او عمل زياد را و پيوسته مشغولند به اعمال، پس آنان چنانند كه هر وقت نظر كنى به آنان ايستادگانند به عبادت ترسان، و هراسان در بيم و اضطرابند پس كجائيد شما از آنان اى گروه تازه كارها آيا ندانستيد كه داناترين مردم به قَدَرْ ساكت‌ترين ايشانند از آن و اينكه جاهلترين مردم به قَدَرْ سخنگوترين ايشانند در او، اى گروه تازه كارها امروز غُرّه شعبان كريم است. ناميده است او را پروردگار، ماه شعبان به جهت پراكنده شدن خيرات، به تحقيق كه باز كرده پروردگار شما در او درهاى حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خيرات او را به قيمت ارزانى و كارهاى آسانى، پس بخريد آنرا و جلوه داده براى شما ابليس لعين شُعَبهاى شرور و بلاهاى خود را و شما پيوسته ميكوشيد در گمراهى و طغيان و متَمَّسِك ميشويد به شعبهاى ابليس و رو ميگردانيد از شعبهاى خيرات كه باز شده براى شما درهاى او و اين غُرّه ماه شعبان است و شعبهاى خيرات او نماز است و روزه و زكات و امر به معروف و نهى از منكر و بِرّ والدين و خويشان و همسايگان و اصلاح ذات البين و صدقه بر فقراء و مساكين. بر خود كلفت ميدهيد چيزى را كه برداشته شده از شما يعنى امر قضا و قدر و چيزى كه نهى كرده شده‌ايد از فرو رفتن در آن از كشف سِرّهاى خدا هرکه تفتيش كند از آنها از تباه شدگانست، آگاه باشيد بدرستيكه اگر شما واقف شويد بر آنچه مهيّا فرموده، پروردگار رحیم براى مطيعين از بندگانش در امروز هر آينه بازخواهيد داشت خود را از آنچه در او هستيد و شروع خواهيد كرد در آنچه امر كردند شما را به آن گفتند يا اميرالمؤمنين عَلَيْکَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ و چيست آنكه آنرا خدا مهيّا فرموده در اين روز براى مطيعين خود پس حضرت نقل فرمود قصّه آن لشكرى را كه رسول اعظم به جهاد كفّار فرستاده بود و دشمنانْ شب بر آنها شبيخون زدند و آن شبى تاريك و سخت ظلمانى بود و مسلمانان در خواب بودند كسى از آنها بيدار نبود جز زيد بن حارثه و عبداللاه بن رواحه و قتادة بن نعمان و قيس بن عاصم منقرى كه هر كدام در يك جانب آنان بيدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند.

دشمنان، مسلمانان را تيرباران كردند و به واسطه تاريكى و نديدن مسلمانان دشمنان را تا از آنها احتراز كنند نزديك بود كه هلاك شوند كه ناگاه از دهان اين چند نفر نورهائي ساطع شد كه لشكرگاه مسلمانان را روشن كرد و سبب قوّت و دليرى آنان شده پس شمشير كشيده و دشمنان را كشته و زخمدار و اسير نمودند و چون مراجعت نمودند و براى رسول اعظم نقل كردند فرمود اين نورها به جهت اعمال اين برادران شما است در غرّه ماه شعبان پس يك يك آن اعمال را حضرت نقل كردند تا آنكه فرمودند چون روز اوّل شعبان ميشود پراكنده ميکند ابليس لشكر خود را در اطراف زمين و آفاق آن و ميگويد به آنها كه سعى كنيد در كشيدن بعضى از بندگان خدا را بسوى خود در اين روز و بدرستيكه خداى رحیم پراكنده ميکند ملائكه را در اطراف زمين و آفاق او و به آنها ميفرمايد براستى نگاه داريد بندگان مرا و ارشاد كنيد آنان را پس همه آنها نيكبخت ميشوند به شما مگر آنكه امتناع و سركشى كند پس بدرستيكه او از حدّ گذشته ميگردد در حِزب ابليس و جنود او بدرستيكه خداي رحیم چون روز اوّل ماه شعبان ميشود امر ميکند به درهاى بهشت پس باز ميشود و امر ميکند درخت طوبى را پس نزديك ميکند شاخهاى خود را بر اين دنيا آنگاه ندا ميکند منادى پروردگار رحمان اى بندگان خدا اين شاخهاى درخت طوبى است پس درآويزيد به او كه بلند كند شما را بسوى بهشت و اين شاخهاى درخت زَقّوم است پس بترسيد از او كه نَبَرَد شما را بسوى جهنّم. رسول اعظم فرمود قَسَم به آنكه مرا به راستى به رسالت مبعوث نموده هرکه فرا گيرد دَرى از خير و نيكى را در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از شاخهاى درخت طوبَى پس او كشانده است او را بسوى بهشت و هركه فرا گيرد درى از شرّ را در امروز پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از شاخهاى درخت زقّوم پس آن كشاننده است او را بسوى آتش، آنگاه فرمود هركس كه نماز مستحبّى كند امروز براى خدا پس درآويخته به شاخه‌اى از آن و هركه روزه گيرد در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و هركه صلح دهد ميان زن و شوهرش يا پدر و فرزندش يا خويشاوندانش يا مرد و زن همسايه اش يا مرد و زن بيگانه پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه تخفيف دهد پريشانى را از طلبى كه از او دارد يا كم كند از آن پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه نظر كند در حساب خود پس ببيند قرض كهنه را كه صاحبش از آن مأيوس شده پس ادا كند آنرا پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه كفالت كند يتيمى را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه باز دارد سفيهى را از عِرض مؤمنى پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى و كسيكه تلاوت کند قرآن يا چيزى از آنرا پس به تحقيق كه درآويخته ازآن به شاخه‌اى و كسيكه ياد آرَد خداى را و بشمرد نعمتهاى او را و شكر كند پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه عيادت كند مريضى را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه نيكى كند پدر و مادر خود يا يكى از آنان را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه پيش از اين روز به غضب آورده بود آنان را پس خوشنودشان كرد در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه اى و هركه تشييع كند جنازه را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه تسليت دهد در آن مصيبت زده را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و همچنين هر كسيكه بجا آرَد چيزى را از ابواب خير در اين روز پس به تحقيق درآويخته از آن به شاخه‌اى آنگاه فرمود قَسَم به آنكه مرا به راستى به پيامبرى مبعوث فرمود هركس كه فرا گيرد درى از شرّ و گناه را در اين روز پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از شاخهاى درخت زقّوم پس آن كشاننده است او را بسوى آتش آنگاه فرمود قَسَم به آنكه مرا به راستى به پيامبرى فرستاده كه هركس تقصير كند در اين روز نماز واجب خود را و ضايع كند آنرا پس به تحقيق كه درآويخته از آن درخت به شاخه‌اى و هركس كه بيايد در نزد او فقيرى ضعيف كه ميداند بدىِ حال او را و او قادر است بر تغيير حالش بدون آنكه ضررى به او برسد و كسى هم نيست از او نيابت كند و بنشيند به جاى او پس واگذارد او را كه ضايع شود و هلاك گردد و دست او را نگيرد پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه عذرخواهى كند از او بدكارى پس نپذيرد عُذر او را آنگاه عقوبت نكند او را به قدر بدى او بلكه بيفزايد بر آن پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه جدائي اندازد ميان شوهرى با زنش يا پدر با فرزندش يا برادر با برادرش يا خويشى با خويشش يا ميان دو همسايه يا ميان دو رفيق يا دو خواهر پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه سخت بگيرد بر تنگدستى و حال آنكه ميداند تنگدستى او را پس بيفزايد بر غيظ او بلاى او پس به تحقيق كه در آويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه بر او دَينى باشد پس منكر شود آنرا بر صاحبش و تعدّى كند بر او تا آنكه باطل كند دَين او را پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه جفا كند يتيمى را و آزار رسانَد او را و مال او را تباه كند پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه داخل شود در عِرض برادر مؤمن خود و وادارد مردم را بر آن پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از او و كسيكه آوازه خوانى كند به قسمى از خوانندگى كه برانگيزاند در آن خواندن بر معاصى پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از او و كسيكه بنشيند بشمارد كارهاى قبيح خود را در جنگها و انواع ستم خود را بر بندگان خدا و افتخار كند بر آن پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه همسايه‌اش مريض شده پس او را عيادت نكرد محض استخفاف به شأن او پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه همسايه‌اش مُرد پس مشايعت نكرد جنازه او را به جهت خوار بودن او در نظرش پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه اِعراض كند از مصيبت زده و جفا كند او را محض حقارت و كوچكى او در نزدش پس به تحقيق كه درآويخته از آن به شاخه‌اى و كسيكه عاقّ كند پدر و مادر خود يا يكى از آن دو را پس به تحقيق كه در آويخته به شاخه‌اى از آن و كسيكه پيش، آنها را عاق كرده بود و خوشنود نكرد آنها را امروز و حال آنكه قدرت دارد بر آن پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه اى از آن و همچنين هركس بكند كارى از ساير اقسام شرّ را پس به تحقيق كه درآويخته به شاخه‌اى از آن و قَسَم به آنكه مرا به راستى به پيامبرى فرستاده كه درآويختگان به شاخهاى درخت طوبى بلند ميکند آنها را آن شاخها بسوى بهشت، آنگاه رسول اعظم نظر خود را به جانب آسمان انداخت اندكى و ميخنديد و مسرور بود آنگاه نظر مبارك را بزير انداخت بسوى زمين پس پيشانى مبارك را در هم كشيد و روى مباركش تُرش شد آنگاه رو كرد به اصحاب خود و فرمود قَسَم به آنكه فرستاده، محمّد را به راستى به پيامبرى كه ديدم به تحقيق درخت طوبى را كه بلند ميشد و بلند ميكرد آنانكه به او درآويخته بودند بسوى بهشت و ديدم بعضى از آنها كه درآويخته بودند به يك شاخه از آن و بعضى درآويخته بودند به دو شاخه از آن يا به چند شاخه برحسب فراگرفتن آنها طاعت را و بدرستيكه هر آينه ميبينم زيد بن حارثه را كه در آويخته به بيشتر شاخهاى از آن پس آن شاخها بلند ميکند او را به اَعلَى عِلّيّين بهشت پس از اين جهت خنديدم و خوشحال شدم پس نگاه كردم بسوى زمين پس قَسَم به آنكه مرا به راستى به پيامبرى فرستاده كه ديدم درخت زَقّوم را كه پائين ميرفت شاخهاى او و پائين ميبرد درآويختگان به او را بسوى جهنّم و ديدم پاره‌اى از آنها را درآويخته به شاخه‌اى و ديدم پاره‌اى از آنها كه درآويخته به دو شاخه يا به چند شاخه برحسب فراگرفتن او قَبايِح را و بدرستيكه هر آينه ميبينم بعضى از منافقين را كه در آويخته به بيشتر شاخهاى او و آنها فرو ميبرند او را به اَسفَلِ دركات او پس از اين جهت روى خود را تُرش كردم و پيشانى را درهم كشيدم.

اعمال مشترك ماه شعبان: پس آن چند امر است، اوّل، هر روز 70 بار بگو: اَستَغفِرُ اللاهَ وَ اَساَلُهُ التَّوبَه،
دوّم، هر روز 70 بار بگو: اَستَغفِرُ اللاهَ الَّذي لا اِلاهَ اِلّا هُوَ الرَّحمانُ الرَّحيمُ، اَلحَيُّ القَيّومُ وَ اَتوبُ اِلَيهِ، سوّم، هر روز 70 بار بگو: اَستَغفِرُ اللاهَ الَّذي لا اِلاهَ اِلّا هُوَ الحَيُّ القَيّومُ، اَلرَّحمانُ الرَّحيمُ وَ اَتوبُ اِلَيهِ، بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه، استغفار است و هركه هر روز از اين ماه استغفار كند 70 بار، مثل آنستكه 70 هزار بار در ماههاى ديگر استغفار كند، چهارم، تصدّق كن در اين ماه اگرچه به نصف دانه خرمائي باشد تا خدا بدن تو را برآتش جهنّم حرام گردانَد. امام صادق صلوات اللاه و سلامه علیه فرمود چرا غافليد از روزه شعبان که به خدا قَسَم بهشت، ثواب اوست و بهترين اعمال در اين ماه، تصدّق و استغفار است هركه تصدّق كند در ماه شعبان، خدا آنرا تربيت كند همچنانكه يكى از شما شتر بچّه‌اش را تربيت ميکند تا آنكه در روز قيامت برسد به صاحبش در حالتى كه به قدر كوه اُحُد شده باشد، پنجم، در تمام اين ماه هزار بار بگو: لا اِلاهَ اِلَّا اللاهُ وَ لا نَعبُدُ اِلّا اِيّاهُ مُخلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَو كَرِهَ المُشرِكونَ، كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنويسند، ششم، در هر پنجشنبه اين ماه 2 رکعت نماز كن در هر ركعت بعد از حمد 100 بار سوره توحيد و بعد از سلام 100 بار صلوات بفرست تا خدا برآرَد هر حاجتى كه داري از امر دين و دنياى خود و روزه اش نيز فضيلت دارد كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زينت ميكنند آسمانها را پس ملائكه عرض ميكنند خدايا بيامرز روزه داران اين روز را و دعاء آنان را مستجاب گردان و هركه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد خدا 20 حاجت از حوائج دنيا و 20 حاجت از حاجتهاى آخرت او را برآورَد، هفتم، در اين ماه صلوات بسيار بفرست، هشتم، در هر روز از شعبان در وقت اذان ظهر و در نيمه شب بخوان اين صلوات امام سجّاد را: اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَ مَوضِعِ الرِّسالَةِ، وَ مُختَلَفِ المَلائِكَةِ وَ مَعدِنِ العِلمِ، وَ اَهلِ بَيتِ الوَحيِ: كه درخت نبوتند و محلّ رسالت و جايگاه رفت و آمد فرشتگان و معدن علم و حكمت و خاندان وحى‏اند اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش اَلفُلكِ الجارِيَةِ، فِي اللُّجَجِ الغامِرَةِ، يَأمَنُ مَن رَكِبَها، وَ يَغرَقُ مَن تَرَكَهَا: كه آنان كشتى درياى معرفتند و روان در اعماق آن دريا هركس بر آن كشتى در آيد از غرق ايمن است و هركس در نيايد بدرياى هلاكت غرق خواهد شد اَلمُتَقَدِّمُ لَهُم مارِقٌ، وَ المُتَاَخِّرُ عَنهُم زاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُم لاحِقٌ: هركس بر آنها تقدم جويد از دين خارج شود و هركس از آنان عقب ماند نابود گردد و هركس همراه آنان باشد ملحق به آنها خوهد شد اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش اَلكَهفِ الحَصينِ، وَ غِياثِ المُضطَرِّ المُستَكينِ، وَ مَلجَإ الهارِبينَ، وَ عِصمَةِ المُعتَصِمينَ: كه حصار محكم امّتند و فريادرس بيچارگان و درماندگان و پناه گريختگان و نگهبان عصمت طلبان‏اند اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش صَلاةً كَثيرَةً تَكُونُ لَهُم رِضًا، وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداءً وَ قَضاءً، بِحَولٍ مِنكَ وَ قُوَّةٍ يا رَبَّ العالَمينَ: درود بسيار كه آن درود موجب خشنودى آنها باشد و اداى حقّ آنها بر ما شود به حول و قوه تو اى خداى عالَميان اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش اَلطَّيِّبينَ الاَبرارِ الاَخيارِ، اَلَّذينَ اَوجَبتَ حُقُوقَهُم، وَ فَرَضتَ طاعَتَهُم وَ وِلايَتَهُم: كه پاكان و نيكان و برگزيدگان عالَمند كه بر ما واجب كردى حقوقشان را و طاعت و محبّتشان را فرض نمودى اَللّاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خدايا درود فرست بر محمّد و آلش وَ اعمُر قَلبي بِطاعَتِكَ، وَ لا تُخزِني بِمَعصِيَتِكَ: و قلب مرا به طاعتت پر نور و معمور ساز و مرا به عصيان خود رسوا و خوار مگردان وَ ارزُقني مُواساةَ مَن قَتَّرتَ عَلَيهِ مِن رِزقِكَ بِما وَسَّعتَ عَلَيَّ مِن فَضلِكَ: و روزيم كن كه مواسات كنم با فقيران كه رزقشان تنگ نمودى به وسعتى كه از فضل و كَرَمت به من عطا كردى وَ نَشَرتَ عَلَيَّ مِن عَدلِكَ، وَ اَحيَيتَني تَحتَ ظِلِّكَ: تا عدالت تو را منتشر گردانم و مرا زنده بدار در سايه عنايتت وَ هاذا شَهرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ، شَعبانُ الَّذي حَفَفتَهُ مِنكَ بِالرَّحمَةِ وَ الرِّضوانِ:

و اينست شعبان ماه رسولت سَيّد پيامبران كه اين ماه را به رحمت و رضا و خوشنوديت در پوشيده‏اى اَلَّذي كانَ رَسُولُ اللّاهِ صَلَّي اللاهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، يَداَبُ في صِيامِهِ وَ قِيامِهِ: و رسولت جهد و كوشش بسيار به نماز و روزه في لَياليهِ وَ اَيّامِهِ، بُخوعًا لَكَ في اِكرامِهِ وَ اِعظامِهِ، اِلَی مَحَلِّ حِمامِهِ: در شبها و روزهاى اين ماه داشت و براى فروتنى به درگاه تو اين ماه را تا به آخر محترم و گرامى میداشت اَللاهُمَّ فَاَعِنّا عَلَي الاِستِنانِ بِسُنَّتِهِ فيهِ، وَ نَيلِ الشَّفاعَةِ لَدَيهِ: اى خدا پس تو ما را هم يارى فرما بر پيروى سنتش و به شفاعتش نايل گردان اَللاهُمَّ وَ اجعَلهُ لي شَفيعًا مُشَفَّعًا وَ طَريقًا اِلَيكَ مَهيَعًا: خدايا و حضرتش را براى من شفيع مقبول الشفاعه قرار دِه و طريق مستقيم هموار بسوى خود گردان وَ اجعَلني لَهُ مُتَّبِعًا، حَتَّی اَلقاكَ يَومَ القِيامَةِ عَنّي راضِيًا، وَ عَن ذُنوبي غاضِيًا: و مرا پيرو آن بزرگوار ساز تا روزى كه تو را ملاقات میكنم كه روز قيامت است در آن روز از من خوشنود باشى و از گناهانم چشم پوشى قَد اَوجَبتَ لي مِنكَ الرَّحمَةَ وَ الرِّضوانَ، وَ اَنزَلتَني دارَ القَرارِ وَ مَحَلَّ الاَخيارِ: در حالى كه لطف و رحمتت را بر من حتم فرموده و مرا در منزل هميشگى بهشت ابد كه محلّ خوبان است منزل دهى
نهم، بخوان مناجات اميرالمؤمنين و امامان از فرزندان او كه در ماه شعبان میخواندند: اَللاهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: اى خدا درود فرست بر محمّد و آلش وَ اسمَع دُعائِي اِذا دَعَوتُكَ، وَ اسمَع نِدائِي اِذا نادَيتُكَ: و چون تو را بخوانم دعاى مرا اجابت فرما و هرگاه تو را ندا كنم ندايم بشنو وَ اَقبِل عَلَيَّ اِذا ناجَيتُكَ، فَقَد هَرَبتُ اِلَيكَ، وَ وَقَفتُ بَينَ يَدَيكَ، مُستَكينًا لَكَ مُتَضَرِّعًا اِلَيكَ: و چون با تو مناجات كنم به حالم توجّه فرما كه من بسوى تو گريخته‏ام و در حضور حضرتت ايستاده درحاليكه به درگاهت به حال پريشانى تضرّع و زارى میكنم راجِيًا لِما لَدَيكَ ثَوابي، وَ تَعلَمُ ما في نَفسي، وَ تَخبُرُ حاجَتي، وَ تَعرِفُ ضَميري: و به آنچه نزد توست چشم اميد دارم و تو از دلم آگاهى و حاجتم را میدانى و ضمير مرا میشناسى وَ لا يَخفَی عَلَيكَ اَمرُ مُنقَلَبي وَ مَثوايَ: و هيچ امرى از امور دنيا و آخرت من بر تو پنهان نيست وَ ما اُريدُ اَن اُبدِءَ بِهِ مِن مَنطِقي، وَ اَتَفَوَّهُ بِهِ مِن طَلِبَتي، وَ اَرجوهُ لِعاقِبَتي: و آنچه میخواهم كه به زبان اظهار كنم و از حوايجم سخن گويم و آنچه براى حسن عاقبتم به تو اميد دارم همه را میدانى وَ قَد جَرَت مَقاديرُكَ عَلَيَّ يا سَيِّدي فيما يَكونُ مِنّي اِلَی آخِرِ عُمري، مِن سَريرَتي وَ عَلانِيَتي، وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيرِكَ و حكم تقدير تو بر من اى سَيّد من در باطن و ظاهرم تا آخر عمر جارى و نافذ است زِيادَتي وَ نَقصي وَ نَفعي وَ ضَرّي: و هر زيادت و نقصان و سود و زيان بر من وارد آمد همه به دست توست نه غير تو اِلاهي اِن حَرَمتَني، فَمَن ذَا الَّذي يَرزُقُني، وَ اِن خَذَلتَني فَمَن ذَا الَّذي يَنصُرُني: اى خدا اگر تو مرا از رزقت محروم سازى ديگر كه تواند مرا روزى دهد و اگر تو مرا خوار گردانى كه مرا يارى تواند كرد اِلاهي اَعُوذُ بِكَ مِنَ غَضَبِكَ، وَ حُلولِ سَخَطِكَ: اى خدا به تو پناه میبرم از غضب تو و از ورود خشم و نارضايتي‌ات اِلاهي اِن كُنتُ غَيرَ مُستَأهِلٍ لِرَحمَتِكَ، فَاَنتَ اَهلٌ اَن تَجودَ عَلَيَّ بِفَضلِ سَعَتِكَ: اى خدا اگر من لايق رحمتت نيستم تو لايقى كه بر من از فضل و كَرَم بى‏پايانت جود و بخشش كنى اِلاهي كَاَنّي بِنَفسي واقِفَةٌ بَينَ يَدَيكَ، وَ قَد اَظَلَّها حُسنُ تَوَكُّلي عَلَيكَ، فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُهُ وَ تَغَمَّدتَني بِعَفوِكَ: اى خداى من گويا من اكنون در حضور تو ايستاده‏ام و حسن توكّلم بر تو به سرم سايه لطف انداخته و آنچه از كَرَم و احسان تو را شايسته است با من بجا آورده‏اى عفو و آمرزشت مرا فرا گرفته است اِلاهي اِن عَفَوتَ فَمَن اَولَی مِنكَ بِذالِكَ: اى خدا اگر تو مرا عفو كنى كه از تو سزاوارتر به عفو است وَ اِن كانَ قَد دَنا اَجَلي وَ لَم يُدنِني مِنكَ عَمَلي، فَقَد جَعَلتُ الاِقرارَ بِالذَّنبِ اِلَيكَ وَسيلَتي: و اگر اجلم نزديك شد و عمل صالحم مرا به تو نزديك نكرد من هم اقرار به گناهانم را وسيله عفوت قرار داده‏ام اِلاهي قَد جُرتُ عَلَی نَفسي فِي النَّظَرِ لَها فَلَهَا الوَيلُ اِن لَم تَغفِر لَها: خدايا من در توجّهم به نفس خود بر خويش ستم كردم پس اى واى بر نفس من اگر تو او را نيامرزى اِلاهي لَم يَزَل بِرُّكَ عَلَيَّ اَيّامَ حَياتي، فَلا تَقطَع بِرَّكَ عَنّي في مَماتي:

اى خدا چنانكه لطف و احسانت در تمام مدّت زندگى شامل حالم بود پس در مرگ مرا از احسانت محروم مساز اِلاهي كَيفَ آيَسُ مِن حُسنِ نَظَرِكَ لي بَعدَ مَماتي، وَ اَنتَ لَم تُوَلِّني اِلَّا الجَميلَ في حَياتي: اى خدا چگونه مايوس از احسانت بعد مردنم شوم و حال آنكه تو در تمام عمرم با من جز نيكى و احسان نكردى اِلاهي تَوَلَّ مِن اَمري ما اَنتَ اَهلُهُ، وَ عُد عَلَيَّ بِفَضلِكَ عَلَی مُذنِبٍ قَد غَمَرَهُ جَهلُهُ: اى خدا با من آن كن كه تو را شايد نه آنجه مرا بايد و باز هم به فضل و كَرَم بر گنهكارى كه جهلش او را در خود فرو برده است ترحّم فرما اِلاهي قَد سَتَرتَ عَلَيَّ ذُنوبًا فِي الدُّنيا وَ اَنَا اَحوَجُ اِلَی سَترِها عَلَيَّ مِنكَ فِي الاُُخرَی: اى خدا تو در دار دنيا گناهانم را از تمام خلق پنهان داشتى و من در آخرت به ستاريت از دنيا محتاجترم اِذ لَم تُظهِرها لِاَحَدٍ مِن عِبادِكَ الصّالِحينَ: و چون لطف كردى و گناهانم را بر هيچ بنده صالحى آشكار نكردى فَلا تَفضَحني يَومَ القِيامَةِ عَلَی رُئوسِ الاَشهادِ: پس روز قيامت هم مرا مفتضح و رسوا در حضور جميع خلايق مگردان اِلاهي جُودُكَ بَسَطَ اَمَلي، وَ عَفوُكَ اَفضَلُ مِن عَمَلي: خدايا جود و بخششت بساط آرزوى مرا گسترده و عفو تو بهتر از عمل من است اِلاهي فَسُرَّني بِلِقائِكَ يَومَ تَقضي فيهِ بَينَ عِبادِكَ: اى خدا آن روزى كه ميان بندگانت حكم میکني آن روز مرا به لقاء خود شاد گردان اِلاهِي اعتِذاري اِلَيكَ اعتِذارُ مَن لَم يَستَغنِ عَن قَبولِ عُذرِهِ: اى خدا من چون كسى به درگاهت عذر میخواهم كه به قبول عذر سخت محتاج است فَاقبَل عُذري يا اَكرَمَ مَنِ اعتَذَرَ اِلَيهِ المُسيؤونَ: پس عذرم بپذير اى كريمترين كسيكه گنهكاران از او معذرت میطلبند اِلاهي لا تَرُدَّ حاجَتي، وَ لا تُخَيِّب طَمَعي، وَ لا تَقطَع مِنكَ رَجائي وَ اَمَلي: اى خدا حاجتم را ردّ مكن، و دست طمعم را از درگاهت محروم برمگردان، و اميد و آرزويم از لطف و كَرَمت منقطع مساز اِلاهي لَو اَرَدتَ هَواني لَم تَهدِني، وَ لَو اَرَدتَ فَضيحَتي لَم تُعافِني: اى خدا اگر تو اراده خوارى من داشتى هرگز به هدايت و احسانت سرافرازم نمی‌كردى، و اگر میخواستى مرا رسوا سازى در دنيا معافم نمی‌فرمودى اِلاهي ما اَظُنُّكَ تَرُدُّني في حاجَةٍ قَد اَفنَيتُ عُمري في طَلَبِها مِنكَ: اى خداى من هرگز به تو اين گمان نمی‌‌برم كه حاجتى كه به تو دارم و عمرم را در طلبش فانى كردم ردّ کنى اِلاهي فَلَكَ الحَمدُ اَبَدًا اَبَدًا دائِمًا سَرمَدًا، يَزيدُ وَ لا يَبيدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرضَی: اى خدا حمد مختصّ توست حمد ابدى و دايم سرمدى كه همى بيفزايد و هرگز فنا نپذيرد چنانكه تو دوست بدارى و بپسندى اِلاهي اِن اَخَذتَني بِجُرمي اَخَذتُكَ بِعَفوِكَ، وَ اِن اَخَذتَني بِذُنوبي اَخَذتُكَ بِمَغفِرَتِكَ: اى خدا اگر مرا به جرمم مآخذه كنى تو را به عفوت مآخذه میكنم و اگر مرا به گناهانم بازخواست كنى تو را به مغفرتت باز خواست كنم وَ اِن اَدخَلتَنِي النّارَ اَعلَمتُ اَهلَها اَنّي اُحِبُّكَ: و اگر مرا به آتش جهنّم برى اهل آتش را آگاه خواهم كرد كه من تو را دوست میداشتم اِلاهي اِن كانَ صَغُرَ في جَنبِ طاعَتِكَ عَمَلي، فَقَد كَبُرَ في جَنبِ رَجائِكَ اَمَلي: اى خدا اگر در مقابل طاعتت عملم اندك است در مقابل رجاء و اميد به كَرَمت آرزويم بسيار است اِلاهي كَيفَ اَنقَلِبُ مِن عِندِكَ بِالخَيبَةِ مَحرومًا، وَ قَد كانَ حُسنُ ظَنّي بِجودِكَ اَن تَقلِبَني بِالنَّجاةِ مَرحومًا: اى خدا چگونه از درگاه لطفت محروم و نااميد برگردم درصورتيكه به جود و احسان تو حسن ظن بسيار داشتم كه به حالم ترحّم كرده و عاقبت از اهل نجاتم میگردانى اِلاهي وَ قَد اَفنَيتُ عُمري في شِرَّةِ السَّهوِ عَنكَ، وَ اَبلَيتُ شَبابي في سَكرَةِ التَّباعُدِ مِنكَ: اى خدا عمرم را با درد و غفلت از تو فانى ساختم و بفرسودم جوانيم را در مستى بعد از تو اِلاهي فَلَم اَستَيقِظ اَيّامَ اغتِراري بِكَ، وَ رُكوني اِلَی سَبيلِ سَخَطِكَ: اى خدا پس بيدار نشدم روزگارى را كه مغرور كَرَمت بودم و به راه سخط و غضبت میرفتم اِلاهي وَ اَنَا عَبدُكَ وَ بنُ عَبدِكَ، قائِمٌ بَينَ يَدَيكَ، مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيكَ: اى خدا من بنده تو و فرزند بنده تو هستم كه در پيشگاه حضورت ايستاده‏ام و كَرَم و رحمتت را بسويت وسيله خود قرار داده‏ام اِلاهي اَنَا عَبدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيكَ مِمَّا كُنتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِن قِلَّةِ استِحيائِي مِن نَظَرِكَ: اى خدا منم بنده‏اى كه به عذر خواهى به درگاهت آمده‏ام از اعمال زشتى كه به واسطه کمي حيا به حضورت و در نظرت بجا آورده‏ام وَ اَطلُبُ العَفوَ مِنكَ اِذِ العَفوُ نَعتٌ لِكَرَمِكَ: و از تو عفو و بخشش میطلبم كه عفو وصف كَرَم توست اِلاهي لَم يَكُن لي حَولٌ فَانتَقِلَ بِهِ عَن مَعصِيَتِكَ اِلّا في وَقتٍ اَيقَظتَني لِمَحَبَّتِكَ:

اى خدا من قدرتى كه از معصيت باز گردم ندارم مگر آنكه تو به عشق و محبّت مرا بيدار گردانى وَ كَما اَرَدتَ اَن اَكونَ كُنتُ، فَشَكَرتُكَ بِاِدخالي في كَرَمِكَ، وَ لِتَطهيرِ قَلبي مِن اَوساخِ الغَفلَةِ عَنكَ: يا آنكه چنانكه تو میخواهى باشم و شكر تو گويم چون مرا به كَرَمت داخل كردى و قلبم را از پليديهاى غفلت پاك و پاكيزه گردانيدى اِلاهي اُنظُر اِلَيَّ نَظَرَ مَن نادَيتَهُ فَاَجابَكَ، وَ استَعمَلتَهُ بِمَعونَتِكَ فَاَطاعَكَ: اى خدا از لطف به حال من چنان کسي بنگر كه او را خواندى و اجابت كرد، و به كار طاعت واداشتى و اطاعتت نمود يا قَريبًا لا يَبعُدُ عَنِ المُغتَرِّ بِهِ، وَ يا جَوادًا لا يَبخَلُ عَمَّن رَجا ثَوابَهُ: اى نزديكى كه هرگز دور از آنكه فريفته توست نمی‌شوى، و اى با جود و كَرَمى كه هرگز بخل بر آنكه اميد احسانت دارد نکني اِلاهي هَب لي قَلبًا يُدنيهِ مِنكَ شَوقُهُ، وَ لِسانًا يُرفَعُ اِلَيكَ صِدقُهُ، وَ نَظَرًا يُقَرِّبُهُ مِنكَ حَقُّهُ: اى خدا به من دلى عطا كن كه مشتاق مقام قرب تو باشد و زبانى كه سخن صدقش بسوى تو بالا رود و نظر حقيقتى كه تقرّب تو جويد اِلاهي اِنَّ مَن تَعَرَّفَ بِكَ غَيرُ مَجهولٍ وَ مَن لاذَ بِكَ غَيرُ مَخذولٍ، وَ مَن اَقبَلتَ عَلَيهِ غَيرُ مَملوكٍ: اى خدا آنكه به تو معروف شد هرگز مجهول و بى‏نام نشود و هركه به تو پناه آورد هرگز خوار نگردد و هركه تو به او توجّه كنى بنده ديگرى نشود اِلاهي اِنَّ مَنِ انتَهَجَ بِكَ لَمُستَنيرٌ، وَ اِنَّ مَنِ اعتَصَمَ بِكَ لَمُستَجيرٌ، وَ قَد لُذتُ بِكَ يا اِلاهي: اى خدا هركه به تو راه يافت روشن شد و هركه به تو پناه برد پناه يافت و من به درگاه تو پناه آورده‏ام پس تو اى خدا فَلا تُخَيِّب ظَنّي مِن رَحمَتِكَ، وَ لا تَحجُبني عَن رَأفَتِكَ: حسن ظن مرا به رحمتت نوميد مساز و از فروغ رافت و عنايتت مرا محجوب مگردان اِلاهي اَقِمني في اَهلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَن رَجَا الزِّيادَةَ مِن مَحَبَّتِكَ: اى خدا مرا در ميان اولياء خود مقام آنكس را بخش كه به اميد زياد شدن محبّت توست اِلاهي وَ اَلهِمني وَلَهًا بِذِكرِكَ اِلَی ذِكرِكَ، وَ هِمَّتي في رَوحِ نَجاحِ اَسمائِكَ وَ مَحَلِّ قُدسِكَ: اى خدا و مرا واله و حيران ياد خود براى ياد خود گردان و همّتم را بر نشاط و پيروزى در اسماء خود و مقام قدس خويش موقوف ساز اِلاهي بِكَ عَلَيكَ اِلّا اَلحَقتَني بِمَحَلِّ اَهلِ طاعَتِكَ، وَ المَثوَي الصّالِحِ مِن مَرضاتِكَ: اى خدا به ذات پاكت و به حقّى كه تو را بر خلق است قَسَم كه مرا به اهل طاعتت ملحق ساز و منزل شايسته از مقام رضا و خوشنوديت عطا فرما فَاِنّي لا اَقدِرُ لِنَفسي دَفعًا، وَ لا اَملِكُ لَها نَفعًا: كه من قادر نيستم دفع شرّى از خود يا جلب نفعى براى خود كنم اِلاهي اَنَا عَبدُكَ الضَّعيفُ المُذنِبُ وَ مَملُوكُكَ المُنيبُ: اى خدا من بنده ضعيف گنهكار و مملوك پر عيب و نقص تو هستم فَلا تَجعَلني مِمَّن صَرَفتَ عَنهُ وَجهَكَ، وَ حَجَبَهُ سَهوُهُ عَن عَفوِكَ: پس مرا از آنانكه روى از آنها میگردانى و به غفلت از عفوت محجوب شدند قرار مده اِلاهي هَب لي كَمالَ الاِنقِطاعِ اِلَيكَ، وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيكَ: خدایا مرا از همهِ باطلها ... زشتیها کاملًا منقطع فرما و به خودت، حقّ و فطرت توحیدی برگردان که به چیزی جز ذاتت نیَندیشم، و چشمانِ قلبهای روح ... و نفسم را به نورى كه به آن نور فقط تو را مشاهده كند روشن ساز حَتَّی تَخرِقَ اَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ، فَتَصِلَ اِلَی مَعدِنِ العَظَمَةِ، وَ تَصيرَ اَرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِكَ: تا آنكه چشمانِ قلبهای روح ... و نفسم که مجهّز نمودی همه حجابهاى غیر مادّیِ نور را بدرَد، و به معدن عظمت: متّصل گردد، و مجدّدًا روان و جانِ امانیِ من به مقام بی‌منتهای نا محدود عزّتت بپيوندد اِلاهي وَ اجعَلني مِمَّن نادَيتَهُ فَاَجابَكَ، وَ لا حَظتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ، فَناجَيتَهُ سِرًّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهرًا: خدایا مرا از آنان قرار دِه كه چون او را ندا كنى تو را اجابت میکند و چون به او متوجّه شَوى از تجلّى جلال و عظمتت مدهوش میگردد پس تو با او در باطن راز بگو و او به عيان به كار تو مشغول است اِلاهي لَم اُسَلِّط عَلَی حُسنِ ظَنّي قُنوطَ الاَياسِ، وَ لَا انقَطَعَ رَجائِي مِن جَميلِ كَرَمِكَ: اى خدا بر حسن ظنم به تو يأس و نااميدى مسلّط مساز و دست اميدم از دامن كَرَم نيكويت جدا مگردان: اِلاهي اِن كانَتِ الخَطايا قَد اَسقَطَتني لَدَيكَ، فَاصفَح عَنّي بِحُسنِ تَوَكُّلي عَلَيكَ: اى خدا اگر خطاهايم مرا نزد تو پست و خوار گردانيده است، هم به واسطه حسن اعتمادم به تو از من درگذر اِلاهي اِن حَطَّتنِي الذُّنوبُ مِن مَكارِمِ لُطفِكَ، فَقَد نَبَّهَنِي اليَقينُ اِلَی كَرَمِ عَطفِكَ: اى خدا اگر گناهانم مرا از لطف و كرامتهايت دور كرده مقام يقينم مرا به كَرَم و عطوفتت تذكر میدهد اِلاهي اِن اَنامَتنِي الغَفلَةُ عَنِ الاِستعِدادِ لِلِقائِكَ، فَقَد نَبَّهَنِي المَعرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ: و اگر غفلت مرا از مهيّاى لقاى تو شدن به خواب غرور افكند معرفتم به نعمتهاى بزرگوارت بيدار میگرداند اِلاهي اِن دَعاني اِلَي النّارِ عَظيمُ عِقابِكَ، فَقَد دَعاني اِلَي الجَنَّةِ جَزيلُ ثَوابِكَ: اى خدا اگر عقاب و انتقام تو مرا به آتش جهنّم خواند ثواب و عنايتت مرا بسوى بهشت ابد دعوت كرد اِلاهي فَلَكَ اَسئَلُ وَ اِلَيكَ اَبتَهِلُ وَ اَرغَبُ، وَ اَساَلُكَ اَن تُصَلِّيَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: اى خدا پس من هرچه بخواهم از تو درخواست میكنم و به درگاه كَرَمت با ناله و زارى و شوق و رغبت مینالم و از تو میطلبم كه درود فرستى بر محمّد و آل محمّد وَ اَن تَجعَلَني مِمَّن يُديمُ ذِكرَكَ، وَ لا يَنقُضُ عَهدَكَ، وَ لا يَغفُلُ عَن شُكرِكَ، وَ لا يَستَخِفُّ بِاَمرِكَ: و مرا از آنان قرار دهى كه دايم به ياد تواند و هرگز عهد تو نشكنند و شكر و سپاست را لحظه‏اى فراموش نكنند و امرت را سبك نشمرند اِلاهي وَ اَلحِقني بِنورِ عِزِّكَ الاَبهَجِ فَاَكونَ لَكَ عارِفًا، وَ عَن سِواكَ مُنحَرِفًا، وَ مِنكَ خائِفًا مُراقِبًا: اى خدا و مرا به نور مقام عزّتت كه بهجت و نشاطش از هر لذّت بالاتر است بپيوند تا آنكه شناساى تو باشم، و از غير تو رو بگردانم، و از تو ترسان و مراقب فرمان باشم يا ذَا الجَلالِ وَ الاِكرامِ، وَ صَلَّي اللاهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسولِهِ وَ آلِهِ الطّاهِرينَ، وَ سَلَّمَ تَسليمًا كَثيرًا: اى خداى صاحب جلال و بزرگوارى، و درود خدا بر رسولش محمّد و بر اهل بيت پاكش، و سلام و تحيّت بسيار باد
که از مناجاتهاى جليل القدر اَئِمَّه صلاوت اللاه و سلامه علیهم اجمعین است و بر مضامين عاليه مشتمل است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آخرین مطالب

همکاری با ما