شهید انقلاب سید رضا دیباج

شهید سید رضا دیباج(شهید انقلاب)

نام پدر : سید مهدی           تولد: همدان 1/2/1327   

تحصیلات : دانشجوی سال چهارم رشته روانشناسی دانشگاه شیراز

متاهل و دارای یک فرزند دختر

دستگیری : 17/4/51          شهادت : 4/5/51 

نحوه شهادت: تحت شکنجه در زندان عادل آباد (شیراز)

محل دفن : بهشت زهرا قطعه 33 ردیف3

 

زندگی نامه :

از آنجایی که در مکتب انسان ساز اسلام شهادت رفیع ترین قله صعود به سوی معبود میباشد مبارز الی الله با انگیزه دیدار دوست لحظه ای در طی مسیر دچار سستی نمیگردد و خداوند به مبارزین در راهش صبر و تحمل وشکیبایی عطا نموده است.

سید رضا از اوائل جوانی سعی در تقویت روحیه خود از این منبع سرشار الهی به منظور کسب مدارج عالیه نمود و از هرکوششی در جهت تقویت آن کوتاهی نکرد به طوری که در ابتدای کودکی در بین مدارس دولتی به کمک پدرش که شخصی الهی و روحانی بود، مدرسه علمی را که در آن زمان تحت مدیریت مذهبی در بین سایر مدارس برخوردار بود انتخاب و در کنار تربیت خانوادگی به کسب اخلاق و تهذیب نفس و مبارزه با القاء هرگونه فرهنگ منحط منحرفی که انسان را از مسیر الهی خارج میکند پرداخت.

طی سال های( 47 – 41 ) که برای شکل گیری نهضت شکوهمند اسلامی مقطع سرنوشت سازی است. شهید سید رضا با اعتقادات راسخ به مجاهدت های مبارز اصیل آن زمان یعنی روح الله موسوی خمینی (ره) در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه آشنا میگردد او مطالعات خود را گسترش میدهد و با همراهی دوستانش به مطالعه کتب نفیس و معتبر در سطح وسیع و خلاصه نمودن آنها میپردازد . به طوری که پس از مدتی قادر میگردد تا متون عربی و انگلیسی را به راحتی ترجمه،تایپ و در اختیار دیگران قرار دهد.

 

در سالهای(43 – 41 ) رخدادهای مهمی در پهنۀ ایران به موقع می پیوندد . سید رضا در تلاش ، درک و انتشار آنها را در سر میپروراند و همواره به این حرکت سرنوشت ساز و رهبری آن می اندیشد و با تمام تلاش و همت خود سعی در گسترش آن دارد به طوری که علاوه برانتقال آن به دوستان و همکلاسی هایش اقدام به مشارکت و همراهی در ایجاد یک هسته مبارزاتی در قالب تشکیل جلسات منظم در سطح همدان مینماید و با برگزاری کلاس های آموزش انگلیسی و عربی در دوران تحصیل برای همقطاران خود و تشکیل گروه های مطالعاتی، علمی و نمایشی( تئاتر) جهت نیل به اهداف بسیار کوشش مینماید.

قسمتی از این جلسات ،ضبط نمایشنامه هایی بود که مستمعین 30-20 دقیقه به آن گوش فرا میدادند و رضا سعی مینمود در آن به انحاء مختلف،رژیم ستم شاهی را رسوا نموده و اذهان را نسبت به جنایات و ظلم طاغوتی آشنا نماید و گاهاً با افشاگری و سخنرانی خود به این محافل رونق خاصی می بخشید. همچنین در آن موقع که نام فلسطین بارقۀ امیدی برای جوانان سلحشور و مردم مستضعف بود اخبار رادیو فلسطین را گوش میداد و کتبی که درباره جنبش های آزادیبخش امریکا و شوروی و ضد صهیونیستی بود را ترجمه و آنها را در اختیار دوستان قرار میداد.ایشان پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 47 در رشته روانشناسی دانشگاه شیراز پذیرفته میشود.

اینک که به دانشگاه راه یافته است مبارزه با وسعت بیشتری برای او احساس میگردد از یک طرف نسبت به فساد و قهقرا کشیده شدن جوانان متأسف و نگران بود و از طرفی دیگر باید مبارزه را با حساسیت بیشتری دنبال مینمود، او که همواره خود را در دریای متلاطم اسلام شناور میدید لحظه ای از شوق کسب مفاهیم اصیل اسلامی و انقلابی خسته نمی شد لذا به نظرش رسید که با روحانیت مبارز آن زمان ارتباط پیدا کند که علاوه بر شرکت در مسجد و استماع سخنان شهید محراب آیت الله دستغیب (رحمة الله) از طرق مختلف با آیت الله حائری شیرازی و آیت الله انصاری شیرازی مرتبط شد و بدین وسیله ارتباط بسیار قوی و نزدیکی را با ایشان بر قرار نمود به طوری که ایشان به وی بسیار علاقه مند شده بودند و دائماً او را به عنوان یک دانشجوی مبارز ، متقی ، سالم و در عین حال بی آلایش یاد آوری مینمودند،وی به کمک تعدادی از دانشجویان مسلمان از جمله مهندس رجبعلی طاهری و حدود 40 نفر از سایر مبارزین اقدام به تشکیل هستۀ مبارزاتی نمود.

 

ویژگی های اعتقادی و سیاسی :

سید رضا بسیار با تقوا و با ایمان بود به طوری که در هنگام نماز چه در دانشگاه و چه در خارج از محیط دانشگاه، دیگران او را امام جماعت خود مینمودند .مداوم با عمل خود دیگران را به صراط مستقیم فرا میخواند.او دائماً با تکرار دعای (اللهم انی اسئلک ان تجعل وفاتی قتلاً فی سبیلک) شهادت را از خدا طلب میکرد و به مقطعی بودن زندگی دنیائی و آزمایش الهی انسانها و پیوستن همگی به جهان دیگر ایمان کامل داشت و لذا به تلاوت مداوم قرآن و تفکر در آن همت بسیار داشت.

در زمان طاغوت در شرایطی که حتی ظاهر اسلامی داشتن،عیب محسوب می شد سید رضا با عزمی راسخ همواره به گسستن از بند های اسارت شیاطین و رهائی از چنگ دشمنان اسلام فکر میکرد و اولین قدمی که در این راه برداشت بالا بردن اعتقادات و دوری جستن از نشانه های غربی از یک طرف و مطالعات عمیق و بحث پیرامون مسائل سیاسی و اهمیت دادن به تفکر اسلامی از طرفی دیگر که آنها را در قالب برقراری جلسات سرّی و مستمر بود که در همدان و شیراز در سال های خفقان و وحشت به همراه دوستان و یاران هم فکر برقرار مینمود و محوریت این گونه جلسات بحث های سیاسی و فکری و مبارزاتی بود.

ایمان و اعتقاد کامل به امام خمینی (رحمه الله علیه) و تبلیغ افکار و منش مبارزاتی ایشان در مواجه با ابر قدرت ها و طاغوت های زمان و تکثیرو پخش اعلامیه ها و سخنان و بیانیه های حضرت امام (رحمه الله علیه)  از دیگر فعالیتهای شهید عزیزمان به حساب می آید.

 

بارزترین خصوصیات :

سید رضا بسیار صبور، نجیب و آرام بود و آشنائی به مسائل فرهنگی و مطالعه کتب مختلف و معاشرت با بزرگان را بسیار دوست میداشت و سعی میکرد حداکثر استفاده را از آنان ببرد.احترام به پدر و مادر و ابراز محبت به آنان را وظیفه خود میدانست . در ساده زیستی و نداشتن تشریفات در زندگی نمونه بود و همواره مقاومت و پایداری در مقابل شدائد و سختی ها را در خود تمرین و تقویت مینمود.

شهادت :

در سال 51 و در شرایطی که فعالیتهای مبارزاتی آنان به اوج خود رسیده بود ساواک هسته مربوطه را شناسایی و افراد را یکی پس از دیگری در شیراز دستگیر مینماید و به دنبال آن سید رضا در ظهر ،تیر ماه 51 در منزل پدرش در همدان دستگیر و بلافاصله به شیراز محل فعالیت آنان روانه میگردد .

از آنجا که ساواک در شیراز و همدان مدرکی بر علیه او به دست نمیاورد برای اقرار و افشاء فعالیت هایش او را به شدت موردحمله قرار داده و تحت سخت ترین شکنجه ها قرار میدهد به طوری که حدادی همرزم و هم بندش چنین میگوید : از لحظه ورود به زندان عادل آباد شیراز بازجویی های سنگین و طاقت فرسا شروع شد،آنها برای گرفتن اطلاعات از تشکیلات درون سازمانی که سید رضا به همراهی دوستانش در دانشگاه شیراز تشکیل داده بود با هر آنچه در دست داشتند به سوی ما حمله ور میشدند بطوریکه با چوب و کابل به هر نقطه از بدن که امکان داشت ضربه میزدند و بدنهایمان کاملاً خون آلود ، متورم و دچار جراحات شده بود و نای صحبت کردن را نداشتیم که فکر میکنم در اثر همین ضربات وحشیانه سید رضا به لقا الله پیوست و حسرت دادن اسرار مبارزاتی را بر دل آنان باقی گذاشت.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی طی مدارک بدست آمده معلوم شد که سید رضا پس از حدود یک ماه پس از دستگیری در زندان عادل آباد شیراز در اثر حملات وحشیانه در زیر شکنجه های مداوم به شهادت رسیده و جسد او به ساواک تهران منتقل و به صورت مخفیانه در قطعه 33 ، بهشت زهرا  به خاک سپرده میشود.

یگانه فرزند شهید میگوید: من بیش از شش ماه از تولدم نگذشته بود که پدرم را دستگیر و روانۀ زندان نموده و به شهادت رساندند و هر آنچه را که میدانم از زبان نزدیکان و دوستان وی میباشد، فقط این را بگویم پدرم از اینکه خداوند من را به او عطا نموده بسیار خوشحال و مادرم را در تربیت بنده و انجام رسالت زینب گونه، بسیار سفارش نموده است لذا من سعی کردم در طول زندگی این وظیفه سنگین را فراموش نکرده و همواره یاد و مسیرش را زنده نگه دارم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آخرین مطالب

همکاری با ما