خاطره دبیر جبهه پیروان خط امام و رهبری فارس در روز 22 بهمن 57

ابراهیم شعرا امروز (95/11/19) در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در شیراز اظهار داشت: طی مبارزاتی که مردم شیراز با رژیم ستمشاهی طاغوت داشتند من نیز از دوران دبیرستان در این فعالیت مشارکت داشتم و در ابتدا عضو انجمن اسلامی جهاد دبیرستان شدم و فعالیتهای خود در ایجاد آگاهی و تبیین نهضت حضرت امام آغاز کرده  و جلسات مختلفی را به این منظور برگزار می‌کردیم.

وی افزود: پس از آن مبارزات را به خارج از دبیرستان و مساجد شهر کشاندیم و در مسجد شمشیرگرها که آیت‌الله حائری در آنجا سخنرانی می‌کردند، یا مسجد حاج میرزا کریم که آیت‌الله سید علی اصغر دستغیب امامت آن را بر عهده داشتند و مسجد آتشیها و مسجد مرتضوی، امام صادق(ع) و مسجد قائم فعالیت‌هایی داشتیم و با برگزاری جلسات در سوق دادن مردم به پیروی از حضرت امام و انتقال اهداف امام در قالب اعلامیه‌هایی که صادر می‌کردند و معرفی اهداف انقلاب و دعوت مردم به مرجعیت ایشان اقدام می‌کردیم.

شعرا ادامه داد: در این مراحل بنده چهار بار توسط ساواک دستگیر شدم که از سال 48 تا 52 این دستگیری‌ها ادامه داشت و یکی از دستگیری‌ها در زمان فوت آیت‌الله حکیم بود که انقلابی‌های شیراز دنبال آن بودند که مردم را برای مرجعیت حضرت امام توجیه کنند و توزیع گسترده اعلامیه ایشان مدنظر قرار گرفت و از این رو در مسجد وکیل مجلسی توسط استاندار و شهربانی برگزار شده بود که در آنجا پس از توزیع اعلامیه حضرت امام دستگیر شدم.

وی در مورد شیوه تکثیر و توزیع اعلامیه‌های حضرت امام بیان کرد: این اعلامیه‌ها توسط پلی کپی در مدرسه رستاخیز آن زمان در خیابان زند نزدیک خیرات تکثیر می‌شد و بعضی از اعلامیه‌ها در خانه‌ها ریخته می‌شد و برخی را از پشت‌بام به مسجد می‌ریختیم یا در میز نماز افراد می‌گذاشتیم.

شعرا بیان کرد: یک مرتبه دستگیری من در زمان برگزاری جشن 2500 ساله بود که حضرت امام برنامه را خلاف شرع دانستند و خواستار برخورد با آن شدند که اعلامیه ایشان توزیع شد و رژیم به جهت آن که سران کشورها را دعوت کرده بود و برایش اهمیت داشت به منزل آقای رمضانی که در آن تجمع کرده بودیم حمله کرد و بنده دستگیر شدم و مدتی تا برگزاری جشن همه دستگیرشدگان را نگاه داشتند و آنان که اعلامیه امام، رساله یا کتاب کشف‌الاسرار ایشان را داشتند محکوم به زندان شدند.

این فعال سیاسی متذکر شد: بار دیگر در دبیرستان حاج قوام، ماموران ساواک به مدرسه حمله کردند و من را در مدرسه دستگیر کردند و به جهت این که مقاومت می‌کردم کل مدرسه اطراف من جمع شدند من را از آنجا به کمیته ضد خرابکاری بردند و در آنجا تعداد دیگری از مبارزان که در منزل آیت‌الله شیخ محی‌الدین حائری دستگیر شده بودند را دیدیم و 114 روز در زندان رژیم بودم.

شعرا یادآور شد: ما در جهت آگاه‌سازی مردم کار می‌کردیم و سعی داشتیم مردم را با حضرت امام آشنا کنیم تا مرجعیت ایشان را بپذیرند و دستورات ایشان مبنی بر امر به معروف و نهی از منکر، حضور در راهپیمایی‌ها و مجالس و محافل به صورت فراگیر اجرایی شود.

وی در مورد شیوه‌های ساواک در برخورد با انقلابیون توضیحاتی ارائه کرد و ابراز داشت: در جریان دستگیری ابتدا فرد را تطمیع می‌کردند و بعد اقدام به شکنجه می‌کردند افراد را به تخت آهنی می‌خواباندند و دست را به تخت می‌بستند و با شلاق و کابل برق یا باتوم برقی فرد را مضروب می‌کردند یا پا را به سقف آویزان می‌کردند و چند نفر همزمان فرد را کتک می‌زدند یا دست را قپونی می‌کردند و سطل شن به دست فرد می‌بستند اما در برابر اراده انقلابیون هیچ کدام از این اقدامات موثر واقع نمی‌شد.

وی تصریح کرد: در دو دوره از دستگیری‌هایم آیت‌الله شیخ صدرالدین حائری، محی‌الدین حائری، سید علی اصغر دستغیب و بزرگانی مانند مهندس رجبعلی طاهری، حاج طغی، آقایان حکمت آرا و دوکوهکی و بسیاری دیگر از مبارزان نیز دستگیر شده بودند و ما با آنان ملاقاتهایی داشتیم.

شعرا عنوان کرد: در طول مبارزات برای شکستن حکومت نظامی مردم در مسجد حبیب میدان مصدق آن زمان جمع شده بودند و جمعیت زیادی نیز بیرون مسجد بود که فردی منبر رفت و از جنایات رژیم صحبت کرد و رژیم از زمین با زره پوش و از هوا با بالگرد که حمله کرد و چهار نفر در آن حادثه شهید و تعداد زیادی زخمی شدند و تعدادی از مردم هم به خانه‌های مردم پناه بردند تا از دستگیری مصون بمانند.

وی اضافه کرد: در روز 22 بهمن بعد از این که صبح اول وقت در شاهچراغ حضور پیدا کردیم مهندس رجبعلی طاهری سخنرانی کردند و خواستند برای کمک به تهران و این که گفته شده بود قرار است ماموران از شیراز به تهران اعزام شوند به کلانتری‌ها حمله شود و کلانتری‌ها خلع سلاح شوند و بعد از سخنرانی، مردم در قالب راهپیمایی ابتدا به کلانتری گودعربان رفتند و حمله کردند و بعد از اندکی ماموران آنجا تسلیم شدند و مردم اسلحه خانه را گرفتند و با اسلحه راهپیمایی را ادامه دادند و به سمت شهربانی در پشت ارگ کریمخانی آمدند.

شعرا تصریح کرد: در آن روز ماموران در داخل ارگ از بالا به مردم شلیک می‌کردند و مردم هم به سمت آنان کوکتل مولوتوف پرتاب می‌کردند و تعدادی از انقلابیون هم مسلح بودند و در ارتفاعات اطراف مقابله مثل می‌کردند و پس از پنج ساعت نبرد بین مردم و ماموران و آتش گرفتن شهربانی، ماموران تسلیم شدند و شهربانی مرکزی به دست انقلابیون افتاد که در آن حادثه 52 نفر شهید شدند و 421 نفر مجروح شدند که مجروحان به بیمارستان‌ها منتقل شدند و بعد از ظهر دیگر نیروهای نظامی از مرکز زرهی و پیاده بر روی خودروهای زرهی و تانک عکس امام را نصب کردند و شهر به دست مردم افتاد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

آخرین مطالب

همکاری با ما